آنالوگ و دیجیتال در دنیای صدا

 
 

آنالوگ و دیجیتال در دنیای صدا

 

این که برای ضبط، پالایش و یا میکس صداها از ابزار آنالوگ استفاده کنیم یا دیجیتال، مساله ایست که همیشه حاشیه ساز و مورد بحث است. اما بهتر است پیش از قضاوت و یا انتخاب، به بررسی تاریخجه آن ها، معایب و محاسن هر کدام و مقایسه آن ها بپردازیم.

 

تاریخچه آنالوگ و دیجیتال

 

در برخورد اول با تاریخچه صدابرداری به قدمت و پیشینه آنالوگ بر می خوریم. اما شاید خیلی به نظر عجیب برسد اگر بدانیم که دیجیتال هم پیشینه ای بلند دارد. پیدایش تکنولوژی دیجیتال به سال ۱۹۳۸ بر می گردد. زمانی که "الک هارلی ریوز” مهندس مخابرات انگلیسی، سیستم کد گذاری Pulse code modulation یا به اختصار PCM را پایه گذاری کرد. این سیستم چند سال بعد در ۱۹۴۳ توسط کمپانی "بل” به عنوان سیستم مخابراتی دیجیتال در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت. در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، دیجیتال جایگاه ویژه ای برای خود یافت، تا آنجا که حتی در برخی استودیو ها جایگزین کامل آنالوگ شد. بنابر این وقتی صحبت از دیجیتال می کنیم، نباید ذهنمان فقط به سمت یک کامپیوتر برود. هر دستگاهی که توسط یک پردازنده کنترل شود می تواند دیجیتال نامیده شود. حتی دستگاه های بر مبنای آنالوگی وجود دارند که توسط یک سیستم دیجیتالی کنترل می‌شوند.

امروزه حتی برخی از مهندسین صدا معتقدند که استفاده درست و بجا از دیجیتال و آنالوگ در کنار هم (شیوه ای که آن را با نام تکنولوژی "هایبرید” می شناسند) می تواند بهترین نتیجه را در بر داشته باشد.

و اما در ادامه اشاره ای میکنیم به برخی از نقاط ضعف و قوت در دیجیتال و آنالوگ تا بتوانیم بهتر به مقایسه و انتخاب آن ها بپردازیم.

 

 نقاط ضعف و قوت آنالوگ و دیجیتال

 

یکی از ویژگی های بارز دیجیتال، تکرار پذیر بودن آن است. به این معنی که در دنیای دیجیتال، هر عملیاتی را می‌توان دقیقا و بدون هیچ تغییری بارها تکرار کرد. این ویژگی توانایی ذخیره سازی را هم ایجاد می کند. برای مثال می‌توانیم یک سری عملیات را ذخیره کنیم و هر زمان که خواستیم دوباره آن را تکرار کنیم، یا تا انتهای یک مرحله را ذخیره کنیم و روز دیگر، از همان مرحله عملیات را ادامه دهیم. بی شک، نتیجه در هر بار تکرار یکسان خواهد بود، حتی پس از گذشت مدت زمانی طولانی.


این همان چیزی است که سال ها در بین کاربران آنالوگ، تبدیل به یک کابوس شده بود. چرا که باید یک پروژه را تا انتها انجام می‌دادند و آن را به سرانجام می‌رساندند و بعد می توانستند آن را رها کنند. در غیر این صورت باید دوباره پروژه را از ابتدا انجام می دادند، که در این صورت هم هیچگاه نتیجه بار قبل را تکرار نمی کردند.

این یکی از موضوعاتی است که طرفداران پر و پا قرص آنالوگ از آن دفاع می کنند. همین که خروجی هیچ دو دستگاه آنالوگی حتی از یک مدل و برند مشخص و یا حتی خروجی یک دستگاه در دو بار استفاده پی در پی هم، یکسان نیست. پس می‌توان بینهایت اثر تولید کرد، بدون اینکه نگران شبیه شدن آن ها به یکدیگر باشیم. چه بسا با گرم شدن دستگاه یا بالا رفتن سن دستگاه، ممکن است کاراکتر آن هم عوض شود. به زبان دیگر می توان گفت که در دنیای آنالوگ، هر دستگاهی کاراکتری مختص به خود و غیر قابل تکرار دارد و حتی با تعویض یک قطعه در مجموعه ای از قطعات، می توان به کاراکتر جدیدی دست پیدا کرد که این در دنیای دیجیتال به هیچ وجه امکان پذیر نیست.

 

 

 

 


 در مثالی دیگر، در مبحث ترکیب صداها یا summing، بر این اصل می توان تکیه کرد که هر کانال ورودی یا خروجی صدا در آنالوگ، قدرت و جنس متفاوتی از دیگری دارد و حتی تاخیر زمانی متفاوت از هم، که در دیجیتال اینگونه نیست. در یک نرم افزار یا یک DAW، تفاوتی بین کانال های صدا وجود ندارد، نه در جنس، نه در زمان، نه در قدرت. بنا بر این، مساله اختلاف فاز هم وجود ندارد. در نتیجه، تکرار یک صدا در چند مسیر، عملا فقط صدا را قوی تر می کند، در حالی که در آنالوگ، این تکرار ها می‌تواند رنگ صدای جدیدی ایجاد کند.

 

 

 

 

 

ویژگی دیگری که در دیجیتال وجود دارد، دقت در پرداختن به جزییات است. همین ویژگی است که ویرایش و ادیت را در دنیای دیجیتال برای ما ساده و دقیق می کند در حالی که ادیت در دنیای آنالوگ را حتی می توان نشدنی تلقی کرد. پرداختن به جزییات در دیجیتال به این گونه است که هر پارامتر، به پارامتر های کوچکتر تقسیم می شود و هر چه این پارامتر ها کوچکتر هستند، دقت ما بالاتر است.

 


 


 

 

اما این همیشه هم خوب نیست. چرا که مثلا در رابطه با مبدل های آنالوگ به دیجیتال یا AD کانورترها، به ناچار پاسخ فرکانسی قابل ترجمه دستگاه ها محدود می شود و هر چه دقت آن ها بالاتر برود، در نتیجه قیمت آن ها افزایش می یابد. در صورتی که در دنیای آنالوگ قرار نیست چیزی ترجمه شود و اصولا نیازی نیست دستگاه مترجم یا مبدلی این بین باشد. از این رو عموما شاهد پاسخ فرکانسی وسیع تر و داینامیک رنج بالاتر در دنیای آنالوگ هستیم. این در حالی است که نزدیک شدن به چنین کیفیتی در دیجیتال، بسیار بسیار گران قیمت خواهد بود و البته امکان پذیر هم نیست. چرا که در واقع، هدف از گران تر شدن در دیجیتال، نزدیک تر شدن به آنالوگ است، نه بهتر شدن از آن.

 


 

 از جنبه دیگری هم می توان به مبحث آنالوگ و دیجیتال نگاه کرد. حجم کمتر، وزن کمتر و اتلاف انرژی کمتر از ویژگی های غیر قابل چشم پوشی در دیجیتال است. در حالی که تولید گرمای زیاد، تولید سر و صدای مزاحم، ابعاد بزرگ و وزن های بسیار سنگین از جمله مواردی است که به طور معمول در اکثر آنالوگ ها به چشم می‌خورد.

شاید در مقایسه دو دستگاه، این موارد خیلی چشمگیر نباشد، اما قطعا در ابعاد بزرگ مثل یک استودیوی بزرگ و یا یک شبکه تلویزیونی، این موارد می توانند مشکلات بزرگی ایجاد کنند.

 

ماندگاری بالاتر را هم می توانیم به موارد مثبت برای دیجیتال اضافه کنیم. این که یک دستگاه در طول مدت کارکرد خود، کمتر احتیاج به سرویس و تعمیر و رگلاژ یا کالیبراسیون پیدا کند، هم از نظر صرفه جویی در زمان و هم از جنبه صرفه جویی مالی، امتیاز بزرگی است. اما کسی که ویژگی های آنالوگ را می پسندد، قطعا پی این چیز ها را به تن خود مالیده است.

 

ذخیره سازی و تهیه نسخه های پشتیبان یا بک آپ هم از نکات قابل اشاره در دیجیتال است. چرا که نسبت به گذشت زمان، آسیب پذیر نیست و با تکرار و استفاده و کپی هم، تغییری در کیفیت آن ها ایجاد نمی شود. ولی اگر با متریال آنالوگ برخورد کرده باشید، حتما متوجه این موضوع شده اید که در اثر رطوبت، گرما، پوسیدگی، کشیدگی و یا شکستگی، به مرور از بین میروند. حتی تهیه نسخه کپی هم در آنالوگ مشمول افت کیفیت می شود.

 

امکان انتقال داده ها در دیجیتال بسیار ارزان تر است و بدون تنزل کیفیت. حتی در مسافت های بسیار بسیار زیاد هم می توانیم بدون هیچ دغدغه ای از دیجیتال به خوبی بهره ببریم. برای مثال به راحتی می توان از طریق پروتوکول MADI به سادگی و با یک مبدل دیجیتالی USB کوچک و ارزان قیمت، ۲۵۶ کانال صوتی مجزا را به کیلومتر ها دورتر منتقل کرد و نگران تغییر کیفیت هم نبود. یا حتی از طریق اینترنت و بدون هر گونه سیم و کابل. در صورتی که در دنیای آنالوگ، مسافت برابر است با از دست دادن کیفیت و برای جبران همین نکته است که فرستنده ها و گیرنده های آنالوگ به ناچار، تقویت کننده ها و همسان کننده های خاصی به همراه دارند.

 

 

با در نظر گرفتن همه نقات ضعف و قوت در دیجیتال و آنالوگ، امروزه برخی از مهندسین صدا بر این باورند که هر کدام از این تکنولوژی ها، در جایگاه خودشان کارآمد و مفید هستند. پس سعی می کنند که بدون تعصب و با در نظر گرفتن نیازهای هر لحظه، از تکنولوژی کارآمد تر استفاده کنند تا بتوانند بهترین نتیجه را از امکانات بگیرند. برای مثال اگر تکنولوژی دیجیتال در ادیت و تدوین، به من سرعت عمل و دقت بیشتری می دهد، پس این مرحله از کارم را می توانم به دیجیتال واگذار کنم. یا اگر داینامیک رنج، در کاری که انجام میدهم اهمیت دارد، چرا این بخش را به دنیای آنالوگ واگذار نکنم؟ Hybrid در دنیای صدا، این روز ها حرف های زیادی برای گفتن دارد.